تبليغاتX
مهپویا

مهپویا

مهپویا به معنی جوینده ماه است . ماه آسمان ها و زمین حضرت بقیه الله روحی له الفدا

پاسخ استاد علی اکبر دهخدا

یه موقع خواندن بعضی چیزها دل ادم را می لرزاند و بعضی چیزها دل ادم را به درد می اورد ,متن زیر از ان دسته است که هم دل ادم رو می لرزاند و هم به درد می اورد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مرداد1389ساعت 17:47  توسط مهپویا دماوند  | 

سخنرانی مادر سیدحسن خمینی در دفاع از هاشمی و رد آیت الله خامنه ای

سخنرانی دکتر فاطمه طباطبایی
(عروس امام خمینی و مادر سیدحسن خمینی)

مکان:
تالار علامه نراقی دانشگاه آزاد غیراسلامی نراق

زمان:
چهارشنبه 12 خرداد 1389 شمسی ساعت 14
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 تیر1389ساعت 14:39  توسط مهپویا دماوند  | 

آیت الله بهاء الدینی شخصی است که قائم مقامی منتظری را امضا نکرد

آیت الله بهاء الدینی شخصی است که قائم مقامی منتظری را امضا نکرد !

زماني براي امضاي قائم مقامي رهبري، خدمت حضرت آيت‌الله بهاءالديني مي‌رسند، ايشان امضا نمي‌كنند.
هر چه از فرستادگان آقاي منتظري اصرار از ايشان انكار،
تا آنجا كه خود آقاي منتظري شخصاً خدمت ايشان مي‌رسد و تمام كتاب‌هايي را كه درباره ولايت فقيه نوشته است، جلوي روي آقاي بهاءالديني مي‌چيند.
آيت‌الله بهاءالديني تمام كتب را جمع مي‌كنند و به آقاي منتظري مي‌گويند:
ولايت‌فقيه نوشتني نيست، فهميدني است. 

بعد كه از ايشان مي‌پرسند:
آقا چرا ايشان را تأييد نكرديد، مگر شخص ديگري هم مي‌تواند؟
مي‌فرمايند:
نظر ما سيدعلي خامنه‌اي است.
آقاي بهاءالديني فرموده است:
البته هيچ كس حاج‌آقا روح‌الله نمي‌شود،
ولي آقا سيدعلي خامنه‌اي حقيقت ولايت‌فقيه هستند و رهبر.
از همه به امام نزديك‌تر است.
كسي كه ما به او اميدواريم، آقاي خامنه‌اي است.
شما از ما قبول نمي‌كنيد، ولي اين ديد ماست،
نزد ما محرز است آقا سيدعلي خامنه‌اي رهبر آينده هستند.

قبل از رياست جمهوري آقای خامنه ای، روزي آقای خامنه ای به بيت حضرت آيت‌الله العظمي بهاءالديني مي‌روند.

آقاي بهاءالديني مي‌فرمايد:
خورشيد لحظه‌اي تابيد و رفت.

A0880996.jpg

شهید مطهری:
خامنه‌اي از عوامل مؤثر در روشن كردن افكار اجتماع است
من از اخلاص آقاي خامنه‌اي تعجب مي‌كنم

شهید بهشتی:
خوشا بحال خامنه ای که رهبری چنین پیامی برایش فرستاد

امام خميني(ره) خطاب به مقام معظم رهبري در زمان رياست جمهوري ايشان:
هر موقعي‌كه شما به سفر مي‌رويد، من مضطرب هستم تا برگرديد. خيلي سفر نرويد !

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8904220177

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 22:56  توسط مهپویا دماوند  | 

ماجرای عجیب حضور جن ها در واقعه عاشورا

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود.
در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می اید. زعفرجنی گفت ( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در حین رفتن به آن شهر ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند . ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت می رسانند .))

به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند .

خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و… هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود:(( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))
حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود و در هر نفسی که میکشید ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا” توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم .
همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر زحمت کشیدی ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟! حضرت فرمود : خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم . اگر من در جای خود بمانم خداوند بوسیله چه کسی این مردم نگونبخت را مورد امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد و……….
جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم ولی باید حجت بر مردم تمام شود تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود با دلیل هدایت شود .))
من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!
گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم .مادرم وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س ) چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای انحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم و چون نگاه کردیم ، دیدیم که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))
در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام آنان را مرخص فرمود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 0:20  توسط مهپویا دماوند  | 

ای بابا ... قرار بود آمریکا گیر نکنه و از کسی کمک نخواد
قرار بود به همه کمک برسونه
قرار بود کدخدای دهکده جهانی باشه
پس این چاه نفت و افغانستان و عراق و بحران اقتصادی چی شد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 22:13  توسط مهپویا دماوند  | 

ما همه عباس کارگر جاویدیم

دیشب شبکه سوم تلویزیون، مستند تقاطع درباره قتل نداآقاسلطان را نشان داد. الان قصد بررسی مستند و کیفیت آن را ندارم. چه آنکه در برابر ساخته بی سر و ته صدای آمریکا این یک شاهکار به حساب می آمد. 

قسمتی از فیلم به عباس کارگر جاوید اختصاص داشت. فرد بسیجی که به گفته آرش حجازی، قاتل ندا بوده است. اما نه اسلحه ای از او پیدا شد، نه سندی بر قاتل بودن وی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 22 خرداد1389ساعت 23:4  توسط مهپویا دماوند  | 

جی میل زیبا

آیا مایلید جی میلتان زیبا شود؟
مخصوصا قسمت buzz؟
باید فایرفاکس یا گوگل کروم داشته باشید.
اد-آن مربوط به فایرفاکس: https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/addon/2108
اد-آن مربوط به گوگل کروم:https://chrome.google.com/extensions/detail/fjnbnpbmkenffdnngjfgmeleoegfcffe?hl=en
بعد بروید به این آدرس
http://userstyles.org/styles/31522
و از اونجا
instal with stylish
رو بزنید
عکس قبل از نصب
http://userstyles.org/style_screenshots/31522_before.png
عکس بعد از نصب(به گوگل باز توجه کنید)
http://userstyles.org/style_screenshots/31522_after.png
ما زیبایی را به شما هدیه می دهیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 خرداد1389ساعت 23:10  توسط مهپویا دماوند  | 

اذعان انصاري به تلاش براي قطع سخنراني رئيس‌جمهور و درگيري با نجار

...از سوي ديگر برخلاف ادعاي كذب انصاري، رئيس‌جمهور قصد جلوگري از سخنراني مصطفوي را نداشته است، بلكه اين، مصطفوي و انصاري هستند كه بايد پاسخ بدهند چرا خودسرانه برنامه را تغيير داده و در حالي كه قرار بود سيد حسن به‌عنوان خيرمقدم پيش از دكتر احمدي‌نژاد جملاتي بگويد،‌ ناگهان بنا را بر سخنراني بعد از رئيس‌جمهور گذاشت. ...

انصاري در بخشي از همين نامه نوشته است: «همه ما منتظر بودیم که آقای رئیس جمهور قبل از ساعت 11 حضور داشته باشند نهایتا ایشان حدود ساعت 20/11 دقیقه به محل مراسم رسیدند.» بر اين اساس، انصاري است كه بايد توضيح دهد آقاي سيد حسن مصطفوي در زمان قبل از سخنراني رئيس‌جمهور كجا بوده و چرا اصرار بر سخنراني بعد از دكتر احمدي‌نژاد داشته است؟...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 خرداد1389ساعت 0:8  توسط مهپویا دماوند  | 

خائنانی که با امام در هواپیما بودند...

با اینکه به نظرم نباید مصداقی به قضیه نباید نگاه کرد.
و آقا کلا افرادی رو می گفت که به امام خمینی نزدیک بوده و با انقلاب همراه بوده ولی وسط راه زدند تو خاکی!
ولی یه تعدادی مصداق براتون آوردم که تو ادامه مطلب می تونید بخونید.

برگرفته از وبلاگ پابرهنگان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 خرداد1389ساعت 17:10  توسط مهپویا دماوند  | 

شرافت اوباش

در جواب دروغنامه حمید انصاری، گیرم که انتقاد مردم از حسن خمینی سازماندهی شده باشد؛ بایدخدمتشان عرض کنم که کسانی که می توانند چند میلیون نفر را سازماندهی کنند، صد شرف دارند به کسانی که مشت و لگد خود را هم نمی توانند سازماندهی کنند و آن را بر جان افراد بی گناه فرود می آورند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 خرداد1389ساعت 16:59  توسط مهپویا دماوند  |